تبليغاتX
این سه زن - برای دخترکی که آرزوهایش مرد
 

بانوی اول می نویسد:

برای دخترکی که آرزوهایش مُرد:

به آن روزها که می اندیشم و خاطراتشان را مرور می کنم...بغض ِ خفته ام بیدار می شود و اشک های خسته ام جاری...خاطرات آن روزها شده است کابوس ِ تک تک ِ روزهایم و من با خستگی ِ تمام آنهاروی شانه های لرزانم تحمل می کنم....

به یاد دارم روزی راکه تمامی ِ نجابتم را وقف ِ بودنت کردم و به پای تو ماندم و تو شدی تمام ِ هست و نیست ِ من!آن روزها تو را آن شاهزاده ای می دانستم که آمده است و شده است مرد ِ من!تمام ِ ارزوهایم را با آن لباس ِ سپید پوشیدم و با آن حلقه ی زرین بر دستم کردم...تو شدی مرد ِ من و من شدم بانوی ِ تو...یادت هست؟

نمی دانم اشتباه ِ من کجا بود...آن حرف های شیرین ِ مادربزگ ِ پیرم؟که می گفت مردها باید قدرتمند باشند و برای زن تکیه گاه...یا تو بودی که بیشتر از مرد بودنت مردت پنداشتم...تو حتی دستی نبودی که اشکهایم را پاک کنی...تو حتی آن اراده ای نبودی که دوست داشتنت را حفظ کنی...تو تنها یادگار ِ غرور ِ از دست رفته ی مادرت شدی و تمام ِ دوست داشتنت را به هیبت ِ ساختگیت باختی...تمام ِ قصه به کوتاهی ِ همین چند سطر بود...و من شدم آن زنی که روزهایش با شب هایش تفاوتی ندارد اینجا تنها زنی به یادگار گذاشته ای که رویاهای شبانه اش شده است هق هق ِ گریه هایش ...تمام ِ دوست داشتنت و مردانگیت شد همان درد ِ کهنه ی دلم...دردی که با یادآوری ِ روزگار ِ از دست رفته ام آغاز می شود و با هق هق ِ شبانه ام آرام...

اینجا زنی از روزگار ِ مردانگی ِ توخالی ِ تو به جای مانده است..که تنها یادگارش شده است خاطراتی خاک گرفته و رد ِ آن انگشتر ِ زرین ِ تو بر دستش...

 پ.ن:برای جلوگیری از پیش آمدن ِ سو تفاهم باید توضیح بدم که این تنها یک داستان (واقعی)هست و قسمت ِ کوتاهی از درد یک زن!من یک فمینیست دو آتیشه نیستم..من مردایی رو دیدم که صدمات زیادی رو متحمل شدن...از بیوفایی زنهاشون...من مردهایی رو دیدم که فداکار هستن و زنهایی رو که وفادار هم نیستند...من نمادی از یک زنم و اینجا هستم تا دردها رو منتقل کنم و باهم برای اونها چاره ای رو در نظر بگیریم...این داستان قصه ی دردهای یک زن هست...مخاطبش تنها مرد ِ بیوفای خودشه نه تمام ِ مردها!آیا تمام ِ آدمها دردهای یکسانی دارن؟!نه...من قصد توهین به هیچ مردی رو نداشته و ندارم... 

نوشته شده توسط بانوی اول در شنبه دهم تیر 1385 |