بانوی دوم می نویسد:
کمی که از سختی ها بگذریم...افقی است...افقی توی چشمانش که هیج جای دیگر پیدایش نمی کنی...کمی که از سختی ها بگذریم...گرمای دستانش است...گرمایی که هیچ خورشیدی ندارد...کمی که از سختی ها بگذریم ...لبخندش است...لبخندی که هنوز از پس تمام آن سختی ها به تو خوش امد می گوید...اگر که بشود از سختی ها بگذریم...!!